دیدم پیامی آمده است و می گوید از دهم تیرماه سخنی اینجا نیاورده ام و کجا پرسه می زنم؟!
در آخرین نگاشته ام در ستایش نقد و منتقدان چند سطری آوردم به آن امید که در آن فضای پرالتهاب، کمکی ناچیز برای توسعه بصیرت باشد و همین است که کمیاب این روزهاست. یعنی می پندارم وقتی بصیرت هست روشن است به قطع که قبل آن فکری هم بوده و بعد از آن هم اگر عملی صورت پذیرد به طبع با تدبیر و حلم سامان می یابد.
۱. بايد فهميد همین سیزده میلیونی هم که مورد تایید است خود بهره کمی نیست و یکی از شاخصه های آن حضور طیف های متنوعی از نخبگان کشور در این رای است. شاخصه ای که رئیس جمهور منتخب از آن بی بهره مانده و اتفاقا یکی از نقاط ضعف دولت همین عدم همسویی نخبگان و فرهیختگان با او می باشد.

۲. من تلاش مهندس موسوی را بس ستودنی می دانم از آن روی که ظرفیت های نقد سیاسی در کشور به همت او توسعه یافت و نیز رستاخیزی دوباره در بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی برپا نمود که دولت حاکم نمی تواند از کنار آن بی تفاوت بگذرد هرچند که تظاهر به بی اعتنایی نماید.
۳. در عین حالی که نمی توانم تمامی دلایل مهندس موسوی را برای ابطال انتخابات موجه بدانم باید بگویم نکاتی کلیدی و حساس در نقد و اعتراضات ایشان نهفته بود که نیاز به بازخوانی دارد. هشدارهای او حاوی اشارت به مسائل حساسی می نمود. البته می توان نسبت به سلوک سیاسی ایشان در نحوه تعامل با احزاب ضعیف اصلاح طلب خرده گرفت که اتفاقا همین بهترین مستمسک اصولگریان برای تخطئه ایشان بود. احزابی که تنها در هنگامه انتخابات یاد مردم و میدان می کنند. به هر روی او آزاد بود تا حامیانش را برگزیند و این گونه برگزید اما می توانست به همان میزان که خطوط خود را با رقبایش پررنگ نمود، خصلت های متفاوتش با دیگر اصلاح طلبان را نیز برجسته نماید.
۴. به هر حال تكاپوي دولت و تذكر حاميان اش براي جبران اشتباهات از هم اكنون آغاز شده است و اين خود نشانه كارسازبودن انتقادات است كه مستبدانه در طول مبارزات انتخاباتي كتمان مي شد اما هم اينك دستور كار دولت شده است!
البته راي اين قلم مهندس موسوي نبوده است اما به جد و جهد خواهان پاس داشت زحمات تمام نيروهاي منتقد دولت در اين انتخابات هستم.

۵. حتي جناب كروبي كه رايي كمتر از همگان را به خود اختصاص داد. شايد بتوان حجت الاسلام كروبي را تنها حاضر در صحنه شمرد كه قواعد كار حزبي را به خوبي رعايت نمود و "اعتماد ملي" فعلا منظم ترين و پركارترين احزاب ايران است. هرچند تحقير احزاب در اين ديار ما فضيلت است!
او زعيم نيروهايي شد كه در هيچ كجاي اين نظام گوش شنوايي براي نگاه و نيت شان نيست. او اينها را به صحنه آورد و در دايره قوانين جاري ايران به تحرك وادار نمود.

۶. محسن رضايي شايد تنها نامزدي بود كه پكيج كاملي از برنامه هاي راهبردي با خود به ميان آورده بود و تفاوت بلندنگري هاي خود را با نگره های سطحی دولتيان به درستي نشان داد. جامعيت برنامه هاي دكتر رضايي ضمن تمركز بر چشم اندازها از حقوق اقوام و اقليت ها و زنان غافل نبود. او حتي از زنان خانه دار هم سخن گفت تا تفاوتش با شعارهاي روشنفكران جزئي نگر روشن شود. اما خوب، نگاه هايش اقبال چنداني نيافت.
۷. بي شك بخشي از ميزان بالاي مشاركت ايرانيان در اين دوره مرهون زحمات منتقداني است كه دل در گرو رهايي ميهن از جزم انديشي و جهالت داشتند و دولت پيام هاي اين خيزش ملي ايرانيان داخل و خارج را به خوبي دريافته است.
من می دانم همان جهلی که مایه ابراز خوشحالی از صدور نفت شمال عراق به دیگر نقاط جهان می شود دست کم نمی تواند در برابر سرنوشت زادگاهش بی تفاوت باشد. غیراین بود راه نمی افتاد روستا به روستا برای آگاهی بخشی به عامه و عوام روستانشین سخن بگوید و روشنگری نماید. غیر این بود باید بساط خویش را برمی چید و همان دیار را برای تلاش سیاسی اش برمی گزید.
دوست دارم نکته ای را به دوستان هوادار موسوی متذکر باشم. باشد که صواب گویم و خطا نپیمایم.
طیف فراوانی از مدیران و مردمان ما ـ در کل کشور ـ تنها از آن باب رویی خوش به موسوی نشان نمی دهند و مجبورند با احمدی نژاد بسازند که بیم آن دارند کسانی روی کار بیایند و از روی جهل و جسارت خویش، بی اعتنا به وجدان ملی به مانند آن دوست سقزی از صدور نفت دیگران شادمانی کنند! راستی تعهد چنین افرادی به منافع و مرزهای میهن در چه میزان است؟ همین است که بیم فرو رفتن دوباره کردستان در خیال های خام حتی با حضور مرد شریفی چون موسوی بازهم فراوان است.
-
عموما وبلاگها بضاعت اندكي براي اطلاع رساني و انتشار اخبار دارند و هنوز هم از آن به مثابه "دفترچه يادداشت شخصي" ياد مي شود اما باز در رسانه بودن آن ترديدي نيست و از همين روي انعكاس منتخبي از اخبار مرتبط يا مفيد براي كردستان در عين تنوع براي محيط وبلاگ و مخاطبان آن كمكي ناچيز به اطلاع رساني در كردستان است. از اين روي هر از چند گاهي از روي ذوق و ضرورت با بضاعتي اندك گزارشي از رويدادهاي مرتبط يا مفيد براي كردستان خواهد آمد. باشد كه تلاش ها براي ايجاد رسانه هاي حرفه اي و فراگير در كردستان توسعه يابد.
با گذشت بيش از يك هفته از پايان سفر رهبر روشن انديش انقلاب به كردستان، واكنش ها به اين سفر همچنان ادامه دارد.

-
آيت الله تسخيري، دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در پيام تشكري در خصوص سفر و بيانات رهبر انقلاب در كردستان بيان داشت بسياري از علماي اهل سنت سراسر جهان در تماس با وي مراتب خشنودي خود را از سخنان رهبري درباره تعامل شيعه و سني ابراز داشته اند. حكم شرعي آيت الله خامنه اي مبني بر حرام بودن توهين به مقدسات اهل سنت و تشيع بازتابي جهاني داشت.
-
مجمع نمايندگان مردم كردستان نيز در مجلس شوراي اسلامي در بيانيهاي اعلام كردند: حضور گسترده و باشكوه مردم استان كردستان در استقبال از مقام معظم رهبري معناي تازهاي به بهار و طبيعت اين استان بخشيد.
نام فخرالدين حيدري، عبدالجبار كرمي، امين شعباني، سيدعماد حسيني، اقبال محمدي و بهمن مرادنيا نمايندگان مردم كردستان در مجلس شوراي اسلامي در پايان اين بيانيه ذكر شده است. -
كوهپيمايي مقام معظم رهبري در آبيدر سنندج نيز از مورد توجه مردم و مسئولان و رسانه ها قرار گرفت.
مديركل تربيت بدني استان كردستان گفت: كوهپيمايي رهبر معظم انقلاب در آبيدر سنندج، ترويج و گسترش فرهنگ ورزشهاي همگاني را به دنبال دارد.
مسئول ستاد هماهنگي حمايتهاي مردمي احمدينژاد در كردستان هم گفت: رهبر معظم انقلاب در سفر خود به كردستان و با كوهپيمايي در آبيدر به جهانيان نشان دادند كه كردستان از امينت برخوردار است.
-
تبليغات انتخاباتي در كردستان نيز همچنان جريان دارد. میرحسین موسوی ظهر امروز چهارشنبه در دیدار تعدادی ازمردم مهاباد با بیان اینکه ایران بدون کردستان ایران نیست، گفت: بنده در صورت انتخاب به عنوان رئیس جمهور آینده کشور هیچ گونه سانسور یا تابویی برای استفاده و بهره گیری از نیروهای قومی و برادران کرد ندارم.
وی همچنین بر لزوم توسعه کتاب و مباحث فرهنگی در منطقه کردستان تاکید کرد و با انتقاد از ایجاد محدودیت برای رسانه های کرد زبان گفت: قطعا کم شدن نشریات کردی نه تنها برای کردستان که به زیان تمام کشور است و ما نباید از رسانه ها بترسیم.

-
ماموستا برهان عالي امام جمعه مسجد قباي بهاران سنندج نيز حمايت خود از احمدي نژاد را اعلام نمود. وي اذعان كرد با وجود كمبودهاي فراواني كه روحانيت اهل سنت با آن مواجه است در شرايط موجود بايد از دولت احمدي نژاد پشتيباني نمود.
صحبت هاي برخي مسئولان ارشد استان بعد از سفر رهبر عزيز انقلاب برايم جالب توجه و تامل آمد.
ذكر نكاتي مبني بر جلو افتادن توسعه استان به مدت بيست سال و يا لزوم پنجاه سال كار فرهنگي براي ارتقاي منزلت كردستان پيش از حضور رهبري، يادآور دغدغه هايي ديرپا است.
اول اينكه با اين تحليل ها كه عقب ماندگي كردستان را با مقياس زماني مي سنجد، عمق فاجعه بيشتر روشن مي گردد. هشدار نسبت به ضعف زيرساخت ها و بحران هاي فرهنگي و اقتصادي استان سالياني است دراز، كه زمزمه دردمندان اين ديار است. قبلا هم در اين وب گاه آورده بودم كه دو عامل مهم در توسعه نيافتگي استان رصد مي شود. اول "ضد انقلاب" و دوم "مديران كوته انديش و بي كفايت جاخوش كرده در كردستان مظلوم". جالب آن كه اين دو گروه در عين ضديت با يكديگر دايم در حال يك هم پوشاني مستمر اما ناخودآگاه هستند.
ضدانقلاب فضا را نامن جلوه مي دهد و در مقابل اين مديران كوته قامت با امنيتي جلوه دادن اوضاع هر سخن نغزي را، نقدي از حلقوم ضدانقلاب قلمداد مي كنند و بابت حماسه حضور خود در اين آشوب كردستان! انواع حمايت ها و امكانات را از مركز دريافت مي كنند، تنها به اين بهانه كه فعلا اين ما هستيم كه حاضريم در اين شرايط اسفناك امنيتي در مقابل ضد انقلاب بياستيم!
البته دست مديران دلسوز و روشن انديش را مي بوسيم و به تلاش ايشان واقفيم اما نبايد از اين "ضدانقلاب دهه چهارم انقلاب در كردستان" يعني مديران سطحي انديش و كم طاقت و ترسان و سودجو و عافيت طلب غافل شويم. اين اوصاف كه آوردم شايد رايج ترين خصلت ها در اين قشر كه نام بردم باشد.

روشن است كه با اين شرايط مجبور شويم از سرمايه رهبر معظم انقلاب بابت كم كاري ها و كم مايگي خود هزينه كنيم تا مباد كردستان از روي سهل انگاري ما در محاقي هميشگي فرو رود. آن قدر معطل و بي مصرف مي مانيم كه نهايت مجبور شويم بابت مسائل كوچك و قابل حل مانند "پخش اذان"، رهبري را به صحنه آوريم و هزينه كنيم. حال آنكه كردستان مسائلي بس كلان تر از اين قضيه دارد كه با سرانگشت تدبير رهبري سامان يابد، اما ما به عمد همه چيز را به همين اندك تقليل داده ايم.
كم نظيرترين ترين سفر رهبر روشن انديش انقلاب ـ به اعتراف كارشناسان و رسانه ها ـ در آستانه دهه چهارم انقلاب به سرزمين ما، كردستان صورت پذيرفت. طليعه اي ناب براي رشد و تعالي كردستان فراهم آمده است و بي گمان در معرض همين آسيبي است كه شكواي آن گذشت. كاش بيايد روزي كه دهه پنجم انقلاب آغاز گردد و كردستان با طلعت تعالي خويش بر تمام ايرانيان بدرخشد و بنازد.
کردها، ادبیات و فرهنگ غنی و فرزانگی برجسته خویش را با زلالی زیارت تو امتداد می دهند. حالا دیگر کردستان در طلیعه چهارمین دهه انقلاب تو با طروات دیگری این پاره دل ایران را نگین درخشان غرب میهن خواهد ساخت. آی تاریکیها، آی شب های سرد کردستان، می دانم تا کنون آفتاب ندیده اید و به راستی که شما را از زیارت آفتاب هراسی است. و همین است راز دوریتان از آفتاب و آسمان. اما فصل بارش و رویش کردستان در افق آرمانهایش نزدیک است.

ماجرای حضور یکی از روحانیون اهل تشیع درمهاباد که از چهره های شاخص یک شبکه ماهواره ای شیعی است و واکنش های رسانه ای به آن و حواشی مربوط به گفتگو و مناظره او با روحانیون اهل سنت مهاباد از مقولاتی است که توجه و تحلیل آن خالی از فایده نیست.
در یک تقسیم قابل پیش بینی وب سایت ها و وبلاگ های اهل سنت که به این برنامه واکنش نشان داده بودند به تمامی میهمان را شکست خورده محفل دانسته و درمقابل پایگاه های شیعی پیروزی را ازآن خود قلمداد نموده، طرف مقابل را متهم به وهابیگری کرده، دلایلی در این باره اقامه ساخته بودند.
من زمانی که خبر دعوت این روحانی شیعه را شنیدم آخر ماجرا را می توانستم تصور کنم. باید بگویم با برگزاری جلسات گفتگو، نقد و مناظره مذهبی بصورت علمی و مبتنی بر ضوابط منطق عمیقا موافقم و شاید بهترین و تنها راه تقریب و وحدت میان اهل سنت و تشیع گفتگوهای صریح و انتقادی همراه با احترام متقابل به باورها یا مقدسات طرفین باشد. مقوله ای که با وجود ظرفیت تحقق آن و استقبال روحانیون فریقین در کردستان همچنان سر به مهر باقی مانده است. توسعه فکر و فرهنگ زیرساخت هایی لازم دارد که ما در کردستان از آن بی بهره ایم.
ما در کردستان به کانونی نیازمندیم که هر صاحب فکر و ایده ای و نیز نخبگان روحانی و دانشگاهی ما بتوانند بی دغدغه آراء و انظار خویش را مطرح نمایند. منتقدان آنها نیز در همین مجموعه به نقد ایشان بپردازند و در آن باور به گفتگوی علمی همرا با آداب و منطق و اصالت فکر و فرهیختگی از اصول مفروض باشد و بر هر تعصبی پیشی گیرد.
ماجرای مهاباد بیشتر به یک بلوا و آشوب و عقده گشایی شبیه بوده است تا "همایش علمی"، آن گونه که متولیان آن نام نهاده بودند. من این ماجرا را نشانه ای از ضعف های پنهان جامعه فکری و مذهبی کردستان و کم توانی آن در راه توسعه دین و فرهنگ و نیز بی تدبیری همیشگی جمعی از مسئولان آن می دانم که هنوز با الفبای احترام، منطق و فرهنگ آشنا نیستند و گمان می برند با این برنامه های صوری و سطحی مشکلات مذهبی در کردستان سامان می یابد.
گزارش جلسه از پایگاه سنی اصلاح
گزارش جلسه از پایگاه شیعی ولی عصر
در نگاه این قلم آمدن میر حسین که با شمایلی اصولگرایانه و از اردوگاه اصلاح طلبان وارد کارزار انتخابات شده است، اولین پیامدش خلع سلاح بخش هایی از اصولگرایان بود که کوته بینانه رسالت خویش را فحاشی به خاتمی می یافتند و دومین حاصلش شاید، طرح و امتداد گفتمان اصلاح طلبانه با فورمت انقلاب!
من از آمدن چهره هایی که سخنی برای گفتن و طرح نویی برای درانداختن دارند خوشحالم و کاملا محسوس است هر دوره از انتخابات که می گذرد مردم آگاه تر شده و به تعبیر رایج بلوغی دیگر یافته اند. گرچه هنوز تا سامان یافتن و نهادینه شدن انتخابات آگاهانه و خالی از عوام فریبی فاصله داریم و خیلی هم نباید دل خوش داشت اما به هر حال انتخابات از معدود فرصت هایی است که هوش و حواس مردم به تحولات سیاسی کشور جلب است و زمانی مناسب تا شعور و عقلانیت سیاسی ایشان را ارتقاء و منطقی مناسب برای تحلیل خالی از جوزدگی و شایعه پردازی به ایشان تعلیم داد.
ترویج این منطق که استاندار یا فرمانداران کردستان، فارغ از از شایستگی و کاردانی باید کرد باشند و تعیین تکلیف برای رئیس جمهور آینده و قیاس اشتباه کردستان ایران با کردستان عراق و کردهای ترکیه همیشه عکس العملی نامناسب توسط مرکز نشینان به دنبال داشته است.
شاید اگر به جای منطق "نژادستایی" به منطق "خردستایی" و بر کرسی "شایسته سالاری" به جای "کردسالاری" روی آورده بودیم تاکنون بر فراز قله هایی رفیع به جای تپه هایی خاکی ایستاده، افق هایی روشن را برای مردمان مان به ارمغان می آوردیم.


