تبليغاتX
فرزندان کردستان

فرزندان کردستان

نگاهنامه نسل انقلاب به مسائل کردستان

راستی آن است که مسئله کردستان آنقدر پیچیده و گاه وخیم است که نگاشتن مقدمه ای به مثابه مدخلی برای ورود به آن دشوار می نماید.
این مجال فقط همین را خواهیم گفت که پیمودن راه فهم مسائل کردستان از چند جهات گوناگون امکان پذیر است.یعنی فهم درست آن.و گرنه کم نیستند مدعیانی که سالهاست نه تنها کردستان را فهمیده اند که برای آن نسخه هم پیچیده اند!
این چند جهت می تواند به چند لایه نیز تقسیم یابد:
1.مسئله کردستان در لایه جغرافیایی.برای نمونه می توان به نوع جایگاه منطقه کردستان در تقسیمات کشوری پرداخت و تبعات این موضوع را پی گیر شد.

2.مسئله کردستان در لایه تاریخی.براستی مبدا پیدایی مسئله یا بحرانی بانام کرد و کردستان به کجا و چه زمانی باز می گردد.صحت این مبدا چقدر است؟ وزن آن نسبت به دیگر موارد مشابه ایرانی و غیر ایرانی چگونه می باشد؟آیا از سنخ این حرکت کردها نمونه دیگری هست تا بتواند به بحرانی ملی و منطقه ای تبدیل شود ؟ وآیا شده است؟

3.مسئله کردستان در لایه اجتماعی.آیا آنچه کرد و کردستان بدان مبتلا است ویژه این قوم و سرزمین است و دیگران را با آن آشنایی و ملازمتی نبوده است؟آیا دیگر اقوام و مردمان سرزمین ایران از همه آنچه کردها از آن محرومند برخوردارند؟
مسایلی از این دست می تواند مقدماتی مهم در باب فهم صحیح مسئله کرد و کردستان به شمار آید.لایه های دیگری نیز در این مقوله قابل تصور است که می توان در مجالی دیگر بدان به باصره بصیرت بها داد.
+ نوشته شده در  86/05/30ساعت 19  توسط فرزندان كردستان  | 

تازه از مهاباد برگشته ايم.مي گفت بعضي از مردمان كرد خارج از ايران نام فرزندان خويش را "مهاباد" مي گذارند، از فرط علاقه و پيوند به اين ديار.
از قبل هم روشن بود مهاباد به گونه اي پايتخت فرهنگي،اجتماعي و سياسي كردستان است.تا در آنجا حضور نداشته باشي نمي تواني بفهمي تقسيمات كشوري به جاي مانده از عهد پهلوي در گنجاندن مهاباد ذيل آذربايجان غربي چقدر مسخره مي نمايد.احساس مي كرديم ميان اروميه و مهاباد رقابتي است.شايد هم عداوتي.به هر حال مهاباد را صولتي بود و شوكتي.اما بيشتر از آنكه شهري جلوه كند روستايي بزرگ مي نمود.آباداني و عمران در مهاباد به عمد كم است و كند.حال آنكه مردمانش در ظاهر طرازي و سطحي بالاتر از چارچوب فعلي مهاباد را دارا هستند.
ابرهاي تيره و تار در مهاباد فراوان بود.اما اميد و حركت هم كم نبود.گمانه ما اين است كه اكنون مهاباد و كردستان بايد براي روزهاي آفتابي و سبز خود چاره انديشد.چرخشي در سطح ملي و فراملي در حال انجام است كه اگر مهاباديان از آن غفلت كنند باز بايد سالها در محاق و محروميت بمانند.
باز هم از روزهاي سبز كردستان خواهيم نگاشت. 

+ نوشته شده در  86/05/29ساعت 19  توسط فرزندان كردستان  |