هر فعالیت سیاسی برای بهبود وضعیت موجود به سوی استقرار جامعه مطلوب، بی شک پسندیده است. در باور ما بخشی از رشد اجتماع انسانی نهفته در گونه های فعالیت سیاسی برای تنظیم و تحمیل آمال خویش بر حاکمیت است. فرایندها و جریاناتی که در واقع تصمیم و اراده مدیران حکومت برای راهبری مردم تحت امر به سوی اهداف مورد نظر است، چه بسا نوعی اراده معطوف به فساد قدرت باشد. پس فعالیت سیاسی به تعبیر فقیهان فریقین "مندوب موکد" است.
دعوت جمعی از جوانان کردستان از خاتمی، در عین حکایت از شور سیاسی و امید برای تاثیرگذاری اراده قشری از مردم در نیل به اهداف مطلوب خود، در باطن نمودار رکود و بی تحرکی و واپس گرایی اندیشه و اقدام آنانی است که اصلاح و اصلاح طلبی را در رجعت خاتمی می دانند و نه حتی مثل او. این یعنی عدم زایش اراده و تنبلی و فرسودگی. آنقدر درجا زده ایم که باز در تخیل خویش بازگشت خاتمی را چاره مشکل می دانیم. براستی چند نفر مانند خاتمی آماده ساخته ایم؟ آیا به تربیت سیاستمداران خرد پیشه اندیشیده ایم؟
خاتمی بی شک از فرزانگان این سرزمین است. اما آیا جریان اصلاحات و اصلا تحول خواهان این دیار توان عرضه دیگرانی چون خاتمی را ندارند؟ باز همان قصه قحط الرجال...؟
با خود می پنداشتم اگر جامعه امریکا برای رهایی از مشکلات جنگ عراق و افغانستان، از بوش پدر به جای اوباما در جهت رسیدن به کاخ سفید حمایت می کرد، با این بهانه که بوش پدر پیروز جنگ خلیج فارس در زمان خود بوده و حلال مشکلات، آن گاه ما ایشان را بابت این چرخش مذمت نمی کردیم ؟!کردستان برای تحول و اصلاح زایش می خواهد نه بازگشت به گذشته موهوم. همین.
در ادامه پست قبل قرار بر آن داشتيم تا بيشتر از سرمايه هاي واقعي كردستان سخن به ميان آوريم و از "مردم" به مثابه بنيادي ترين سرمايه كردستان، حتي در حوزه توليد و خدمات اقتصادي و رونق مالي و معيشتي استان ياد كنيم. "سرمايه انساني" هماني است كه فعلا در اين ديار ما در انتهاي فهرست ظرفيت ها براي هر رشد و توسعه اي به ميان مي آيد.
حقيقت آن كه خبر حضور شستا در كردستان دست مايه سخن درباره سرمايه و سرمايه گذاري در كردستان شد. از اين رخداد هم خوشحاليم و هم نگران. نگراني ما در يك كلام كلان، مقوله "سهم مردم" است. اما پيش از آن كه از "سهم مردم" صحبتي به صفحات وب آوريم خبر سهم خواهي دوستان در آينا نيوز ما را از آن باب روي گردانيد.
تا زماني كه آمال و انديشه ما در باب حق مردمانمان، چه ترك و چه كرد، از همين گونه باشد که "سهم ما از صدارت و سیادت چه شد؟"، انتظار از مدیران و ارباب سرمایه برای ادای حق مردم و پاس داشت سرمایه های انسانی بیهوده است. در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی، واماندگی در دعوای قبیله ای ـ عشیره ای، "سهم ما" و "قوم ما" و "نژاد ما" در قالب پیروزی چهره ای مانند صادق محصولی و خوشحالی دوستان "آینا نیوز" به جهت ادای کمترین حق آذربایجان و ارومیه! دوباره فروبردن اذهان و افکار مردمان و مخاطبان، در پس ماندگی و پوسیده باوری است.
این نگاره را از آن رو نگاشتیم تا خوب روشن شود ارباب و اصحاب آذری(ترک) آذربایجان غربی به همان اشتباهی دچارند که کردهای همسایه خویش را به خاطر آن دشنام می دهند. اگر سهم خواهی کردها با مبنای نژادی یا مذهبی خاص، قبیح است به همان اندازه و بلکه بیشتر افزون طلبی ترکها به دلیل سوابق انقلابی و اسلامی شنیع می باشد.
مگر دیگر استانها و مردمان این دیار در انقلاب سهم نداشته اند و آیا همه انقلابیون و حزب اللهی ها آن گونه که مطلوب بوده است مورد تکریم قرار گرفته اند؟ و آیا خدمات انقلاب و نظام تا کنون به آذربایجان غربی پوچ بوده است که انتخاب محصولی ادای کمترین حق این دیار است؟
آیا سزاست که به جای طرح شایسته سالاری و ترویج تخصص،خلاقیت و پشتکار به مثابه معیارهای کسب مرتبت و سهم، دایم برطبل قومیت، قیومیت و قیام و انقلابی گری خود بکوبیم؟
كردستان از زاويه سرمايه و سرمايه گذاري، دنياي ديگري است. حضور سرمايه گذاران كلان در اين منطقه كم رنگ و حتي سرمايه هاي بومي استان در مناطق ديگر ايران استقرار مي يابد. با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب، گويي تازه دهه شصت و بحران و جنگ به پايان رسيده و مديران استان در تلاش اند تا روزنه اي براي حضور سرمايه هاي كلان و سرمايه گذاران جدي در اين استان بيابند. اسماعيل نجار، مدير ارشد استان، در نشستي با جمعي از سرمايه گزاران با گونه اي از هشدار، كردستان را به شدت نيازمند سرمايه گذاري بخش خصوصي دانسته است.
جالب آنكه او تنها راه اجراي برنامه هاي رشد و توسعه استان را از همين راه ممكن مي داند. ماجراي سرمايه گذاري در كردستان از آن مقولاتي است كه اگر مديري موفق به تامين آن به وجه مطلوب گردد بي شك نام خود را در اذهان مردمان اين ديار ثبت خواهد كرد.
در حالي كه سرمايه داران بومي و كرد رغبت و اعتمادي به سرمايه گذاري براي مردم و زادگاه خويش ندارند و حاضرند سرمايه خود را در استان هاي همجوار هزينه كنند، جذب سرمايه گذار داخلي و خارجي همتي ديگر و تلاشي مضاعف را مي طلبد.
در اين مقوله مي توان به اين پيوندها نيز نگاهي داشت:
نبود زيرساخت هاي كافي براي سرمايه گذاري در كردستان
حضور كردستان در همايش فرصتهاي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري
واکنش وبلاگستان سقز به پیروزی اوباما خواندنی بود. قریب به اتفاق، از این پیروزی استقبال و آن را نشانه قوت و قدرت دموکراسی در ایالات متحده و آزادی فراگیر در این کشور دانسته بودند. سوالاتی که درباره آینده این پیروزی و نامزد دموکراتها مطرح شده بود و گمانه های بیان شده برای این مسایل به نوعی بازتاب و مشابه سوالات رایج افکارعمومی ما در این روزهاست.
نگاه تحلیلی و نیز برداشت هایی عوامانه، توامان در این یادداشت ها حضور دارد. شاید خوشبینی فراوان به دموکراسی امریکایی در این نوشتارها ـ به علت پیروزی یک سیاه پوست برای ورود به کاخ سفید ـ تامل بیشتری را طلب کند.
البته امریکا فعلا کانون رونق و رواج دموکراسی و آزادی و لااقل علمدار آن است اما اطلاع رسانی رایج چنددهه گذشته در ایران نسبت به تبعیض نژادی در آن کشور و مشکلات موجود جامعه امریکا این گمان را برای افکارعمومی ما تقویت می کند که هرچه سیاه پوست در امریکا زندگی می کند کارتن خواب است و وقتی یک سیاه پوست وارد کاخ سفید می شود به طور طبیعی آن را نشانه دموکراسی اعلا در ایالات متحده قلمداد می کنیم. پس بهتر است جهان را شفاف تر ببینیم. یاد آن پیرمرد سقزی افتادم که در اتوبوس، مسافران را دعوت به دعا برای تعجیل بوش در حمله به ایران می کرد و آزادی کردستان را نزدیک می دید.
به هر حال پیروزی اوباما بر مردمانش مبارک، و دموکراسی و آزادی شیرینشان، گوارایشان و صد افسوس که اوباما به کردستان نمی آید! و ما راچاره ای نیست جز طرحی نو درافکندن. باشد آن شوکت و شعف را ما نیز تجربه کنیم.
