تبليغاتX
فرزندان کردستان

فرزندان کردستان

نگاهنامه نسل انقلاب به مسائل کردستان

پخش مجموعه هاي آرشيوي صدا و سيما از دوران انقلاب از جمله سياست هاي جديد اين سازمان در طول چند سال گذشته است. اين اقدام نشان داد حجم قابل توجهی از اين آرشيو كه تا سالياني دراز شش قفل ناگشودني بر در آن بود يكي از ذخاير تاريخي مردم ايران است و منبعي مهم براي مردم نگاري و انسان شناسي ايراني!
                                                 
البته با اطلاع رساني قطره چكاني صدا و سيما، شيريني چنين آگاهي و شوقي چندان بادوام نيست. در همين راستا و در حوزه كردستان مي توان به اسناد لانه جاسوسي و نيز كتابخانه استانداري كردستان اشاره نمود.
بخش مهمي از اسناد مرتبط با احزاب كردي و تحولات سياسي و اجتماعي كردستان در دوران انقلاب و پيش از آن در مجلدات لانه جاسوسي و كتابخانه مذكور موجود است كه به خوبي نقش رذيلانه برخي سياسيون كرد و كم خردي و وابستگي دسته اي ديگر را در بحران آفريني ها نشان مي دهد. آرشيو مطبوعات ايران و جهان هم پر از مطالب ناب درباره كردستان و تاريخ و فرهنگ آن است.
به هر حال آرشيو چيز خوبي است زيرا زماني كه حافظه ها، حادثه ها را فراموش كنند و جاي شاكي و متهم و دوست و دشمن عوض شود چنين آرشيوهايي بهترين قاضي براي نسل نااميد امروز است.
چندسال پيش مصاحبه فيگارو با دكتر قاسملو را به هنگامه بمباران شيميايي حلبچه مي خواندم. پرسيده بود اهالي حلبچه كرد هستند شما چرا در برابر عراق واكنشي نشان نمي دهيد؟ گفته بود: معلوم نيست اينهايي كه بمباران شده اند كرد باشند و لزوما هر بمباراني كار عراق نيست!

+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 13  توسط فرزندان كردستان  | 

در آخرين روزهاي جشنواره، عاقبت ديدن "بي پولي" ساخته "حميد نعمت الله" در سالني مهجور از شهر قسمت ما شد. ديدني بود. هم گيشه را داشت و هم مضموني مناسب پرداخته بود. گرچه فوق العاده هم نبود!
همين جشنواره سالانه فجر خود ظرفيت فراواني براي ديده باني آخرين تحولات اجتماعي ايران و نيز تغييرات نگاه ها و ذائقه ها دارد. در ايران ما كه مقوله "افكارسنجي" جايگاهي جدي نيافته است توجه به اين انعكاسات ملي طبعا لازم است.
                               
از آن جا كه در ايران دولت سهم عمده اي در تعيين جريانات فرهنگي و اجتماعي دارد و دولت هم ذاتا همان قدرت است، بطور طبيعي آرايش نيروهاي فرهنگي و حتي هنري در مقابل يا در تناسب با قدرت، شمايلي سياسي به خود مي گيرد و اين شرايط، ارزيابي محصول فرهنگي وارسته از كنش و واكنش سياسي (حب و بغض) را كمي مشكل مي سازد. بگذريم...
"بي پولي" سيمرغ تماشاگران را به خود اختصاص داد. من بيش از ساختار و اهداف مضموني فيلم از شمايل فعلي خانواده ايراني يا همان "سبك زندگي" كه به روشني در فيلم نمايان بود بهره بردم. سبكي كه ديگر در زمان ما تثبيت شده است و در عين گرفتاري در بسياري از آفات تربيتي، ديني و اخلاقي باز راه پويايي و سرزندگي را دنبال مي كند. آري انتخاب "بي پولي" توسط تماشاگران، فارغ از برخي ساده انگاريها و عوام زدگي چنين انتخاب هايي حاكي از علاقه جامعه ايراني براي ساخت نوعي زندگي ايماني سالم است.

+ نوشته شده در  87/11/24ساعت 18  توسط فرزندان كردستان  | 

نام پزشكي آمريكايي است كه توانست با بهره گيري از شيوه هايي متفاوت و ساختارشكنانه در درمان بيماري ها و با محور قرار دادن "خنده" هزاران بيمار خويش را بهبود ببخشد. پنج شنبه شب فيلمي به همين نام از "سينما ۱" پخش شد و بسيار تاثير گذار و ستودني بود. حدود ۸۸ درصد شركت كنندگان در نظرسنجي اينترنتي "سينما يك" با راي "بسيار خوب" خرسندي خود را از نمايش اين فيلم پر بهره ابراز داشته بودند.
توليد فيلم در ۲۰۰۷ نشان مي داد جامعه فعلي امريكا چقدر از چنين شيوه هايي در تحول فضاي فكري و اجتماعي خويش استقبال مي كند و نمايش آن در ايران و تحليل خوب "دكتر عيسي جلالي" ـ با رويكرد روانشناسي اجتماعي ـ بعد از فيلم نياز جامعه ايراني را براي كنكاش، جهت يافتن راههايي بهتر براي زندگي نشان مي دهد.
خدا را سپاس، جامعه كردستان از براي وجود آداب و آيين هاي فرهنگي اش پيوند عميقي با شادي دارد اما آسيب هاي اجتماعي و اقتصادي و نيز فشارهاي رواني برخاسته از كينه توزي هاي سياسي رايج كه در فضايي مملو از تبليغات غرض ورزانه جاري است، دايم سلامت جسم و جان مردمان كردستان را تهديد مي كند و جالب آنكه حيات عده اي نيز تنها در چنين فضاي ملتهبي ميسر است!
سخت بر اين باوريم كه با بهتر ديدن و بهتر انديشيدن و سودجستن از نگاه روشن به جاري جامعه و جهان، خصوصا در كردستان عزيز مي توان حتي با مخالفان و منتقدان به شادي و شعور سخن گفت و شنيد.

+ نوشته شده در  87/11/19ساعت 12  توسط فرزندان كردستان  | 

نزاع احزاب كردي بر سر قدرت، خشونت عليه زنان، گسترش فعاليت سرويس هاي اطلاعاتي غرب و اسرائيل، هجوم صدها شركت اقتصادي از مناطق مختلف دنيا با نام سرمايه گذاري، تاسيس مراكز آكادميك با حمايت اروپا و امريكا با اهداف نامعلوم، از جمله متداول ترين اخبار مربوط به كردستان عراق در رسانه ها است.
درگيري و باج خواهي سران اين منطقه از دولت مركزي نوري مالكي و پروژه هويت سازي چندين ساله كه نتيجه اي جز هدم زيرساخت هاي اخلاقي و معرفتي كردها دربر نداشته است به ضميمه توسعه شبكه هاي ماهواره اي و رسانه اي ـ كه اگر نباشند عملا چيزي در يد سران احزاب كردي شمال عراق نيست ـ از ديگر انعكاسات خبري "منطقه به ظاهر خودمختار شمال عراق" است.
سيستم هاي فدرال در نظام هاي سياسي دنيا از تعريف تئوريك ويژه و در عمل از كاركردهاي مشخص و رويه هاي روشني پيروي مي كنند. نظام فدرال در امريكا يا آلمان از نمونه هاي شاخص اين مدل حكومتي هستند.
اما آنچه در كردستان عراق مشهود است بيشتر به نوعي "فئوداليسم نژادي" مي نمايد تا سيستمي سياسي و پويا. از آنجا كه به عقيده ناظران منطقه اي و بين المللي شمال عراق بيشتر از آن كه ملك جلال و مسعود باشد، عمق استراتژيك امريكاست و طالباني و بارزاني خوب ياد گرفته اند چگونه منافع خود را در اين زاويه از شمال با باج گيري از تنازعات امريكا، ايران، تركيه، عراق و پ.ك.ك تثبيت كنند، رشد سامان سياسي و مديريتي كردستان عراق و حتي فرهنگ و دانش اين منطقه در تناسب با اين تعاملات يا همان باج گيريهاي سياسي تنظيم مي شود و بيشتر از رشد، دچار نوعي انحطاط پنهان است.
خاطرم هست جلال در مصاحبه اي با اشپيگل آلمان گفته بود "اگر ما در عراق اعلام استقلال كنيم از گرسنگي خواهيم مرد! پس اعلام استقلال كردها از عراق نه لازم است و نه ممكن".
در اين رابطه ر.ك:
رقابت هاي حزبي در كردستان عراق
زنان قرباني خشونت در شمال عراق
نفوذ اسرائیل در کردستان عراق

+ نوشته شده در  87/11/17ساعت 14  توسط فرزندان كردستان  | 

با گذشت تنها ساعاتي از پرتاب ماهواره ملي اميد، تيتر اول بسياري از رسانه هاي منطقه و جهان به اين موضوع اختصاص يافت. حقيقت آن است كه موفقيت هاي ايران بعد از سي سال از انقلاب رنگ و بوي ديگري به خود مي گيرد و امروز با مطالعه تحليل هاي رسانه اي در دنيا در اين باره مطئمن شدم يكي از راهبردهاي غرب در كندساختن حركت ايران چالش آفريني و سرگرم نمودن ما به موضوعاتي است كه هيچ وقت قرار نيست حل شد.
مسئله اقوام و قوميت ها و نيز اهل سنت از همان دست مسائلي است كه قرار است انرژي فراواني از نظام خرج آن شود و تا جاي ممكن انقلاب را در اين زاويه زمينگير سازد. متاسفانه جمعي محدود از شبه روشنفكران اين ديار نيز گويي قسم خورده اند تا مي توانند به اين پروژه مدد رسانند. خوب البته ايرادي بر ايشان نيست و طبيعتا آزادند اما نظام و نيروهاي آن در استانهايي مانند كردستان به خوبي تصميم گرفته اند توجهي به اين گونه جريانات نداشته باشند. آفت اين تصميم آن است كه دولتمردان را از انتقادات حق و صواب روشنفكران محروم خواهد ساخت و تمام سخن ايشان در يك كاسه سنجيده مي شود.
حال كه سرعت ايران در اميد آفريني علمي و شكاف در پاراديم هاي جهاني افزايش يافته براستي جايي براي سر و صداي بي منطق برخي از ما خواهد ماند؟ تنها نتيجه كار ما استبداد زده جلوه دادن اوضاع است و نا اميد كردن مردمان. پيشنهاد ما آن است كه در جستجوي راههايي براي بهتر شنيده شدنمان بكوشيم. 

+ نوشته شده در  87/11/15ساعت 13  توسط فرزندان كردستان  | 

با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي و به بن بست رسيدن پي در پي راهكارهاي فعالان كرد در احيا و به ثمر نشاندن آرزوهاي موهوم سياسي و در نهايت، مجبور به غلطيدن در روشهاي شبه دموكراتيك، دوباره "خطاي در انديشه" و "هيجان بي منطق در عمل" و نيز "فقر شديد تئوريك روشنفكران ما" بر شدت شكاف ها و تعارضات افزوده و دائم به بن بست رسيدن هر نوع تلاش سياسي و مدني را تداعي مي سازد.
در این راستا شايد بتوان عمر كوتاه مطبوعات در كردستان را معلول دو عامل عمده دانست.
اول، "نگاه بسته"، "افق كم وسعت" و "تدبير ضعيف" مديران و مسئولان ذي ربط كه هنوز بهترين شيوه ايشان در تعامل با مطبوعات منتقد تعطيلي يا همان نگاه سلبي است.
البته هميشه نوعي مدارا در رفتار با مطبوعات كردستان در قالب تذكر كتبي و شفاهي نمايان بوده اما هيچگاه به بلوغ و فرايندي سازنده تبديل نشده است.
دوم، "فقر تئوريك"، "خود بسندگي" و "جهان بيني خالي از درك صحيح زمان و مكان" روشنفكران و برخي نويسندگان.
بايد با تحليل محتوا و نقد و ارزيابي جدی مطبوعات ناكام كردستان عوامل شكست اين حركت ها را به نظاره نشست و از هزينه هاي تحميلي بر فضاي فرهنگ و اجتماع كردستان كاست.
روزنامه نگاران كردستان تنها موظف به عقده گشايي از خود و شعارپراكني غير مسئولانه نيستند بلكه بايد براي "تدوام" آگاهي بخشي صحيح و بي افت و خيز بكوشند.
بديهي است كه استقبال از نظر يكي از معاندان منزوي و منفور نظام در آن سوي مرزها با عنوان آراسته "واكاوي نقش دين در جامعه كردي" يا تيترزني غير حرفه اي "جنجال دف كردستان بر بام تهران"  و دهها اشتباه ريز و درشت ديگر كه بخشي از آن ريشه در ژورناليسم غيرحرفه اي كردستان دارد و لزوما منبعث از نيت بدي هم نیست، هيچگاه مديران باریک بین و مردم حساس كردستان را بر ضرورت توسعه این گونه مطبوعات براي رشد فرهنگ و اجتماع اقناع نخواهد كرد و جز سرخوردگي و دلزدگي نتيجه اي در بر ندارد. مگر اينكه هدف ما همين دلسردي مردمانمان باشد.

+ نوشته شده در  87/11/10ساعت 17  توسط فرزندان كردستان  | 

فاجعه غزه عمده ترين علت غيبت چند هفته اي ما در اين وب گاه كوچك بود. بنا بر مشغوليتي كه براي خود دست و پا كرده بوديم به خيال خويش برآن بوديم تا كينه خود از متجاوزان و بعد آلام دردمندان غزه را مرحم نهيم. يك تلاش رسانه اي كوچك و نيز حضور فيزيكي در مقابل مراكز ديپلماتيك برخي كشورهاي عربي به علاوه نامه نگاريهاي عربي و انگليسي به بعضي موسسات ذي ربط با فلسطين در جهان، از جمله اين مشغوليتها بود. نمي دانیم اينها چقدر به "درد" كودكان لرزان غزه "درمان" است. اما همين را مي دانيم كه بايد حركت مي كرديم.
در این میانه تا فرصتي دست می داد پيگير انعكاس فاجعه در كردستان و نيز واكنش جامعه كرد به اين مقوله بوديم.
در نگاه این قلم، كردستان در اين مقولات کارنامه روشنی ندارد و در حالی که حتی "نهضت آزادی" هم در برابر این تجاوز به اعتراض برخاست اما باز جای روشنفکران و برخی روحانیون کردستان مانند همیشه این میان خالی بود. راستی، نقش جامعه آگاهان و روشنفکران و روحانیون کرد و مسئولیت ایشان در قبال جامعه مسلمین که اکثرا هم اهل تسنن هستند چیست؟ و سهم عقلای قوم کرد در دفاع از کیان مسلمانان چقدر است؟
این که شعار جمهوری اسلامی هم فلسطین است بهانه مناسبی برای شانه خالی کردن از مسئولیت ها نیست. اگر تکلیف انسانی یا شرعی حکم می کند، دیگر ترس از هم آوایی با نظام برای چه؟
یاد تیتر اصلی آخرین شماره "روژهه لات" افتادم که از سهم کردستان در اقتصاد ملی انتقاد کرده بود.
شاید یک جوابش این باشد که شما "روزنامه نگاران کرد" در دیگر موضوعات ملی و اسلامی چقدر "نقش" ایفا می کنید و حضور فعال دارید که اکنون از بی اعتنایی مدیران نظام به "نقش" کردستان در اقتصاد می رنجید؟ خوب است بدانیم مدیران و تصمیم سازان نظام همین مواضع صاحبان رسانه را موضع تمامی مردم کردستان قلمداد می کنند و طبیعی است که با این بی اعتنایی های مکرر به "وجدان ملی" رغبتی برای سهم آفرینی برای کرد و کردستان در اقتصاد و فرهنگ باقی نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  87/11/07ساعت 14  توسط فرزندان كردستان  |