چند شبی پیش از این ویژه نامه مجله "چشم انداز ایران" درباره کردستان با عنوان "کردستان همیشه قابل کشف" به دستم رسید. هنوز نتوانسته ام تمامي مطالب را بخوانم و مهمتر آنكه درباره آن قدري بيانديشم. اما قبل از هر چيز به ياد واكنش هاي ايجاد شده در زمان انتشار دو ويژه نامه قبلي افتادم. سال ۸۲ و ۸۴ بود. آنهایی که پی گیر ماجرا بودند حتما یادشان هست که چه سر و صدایی برپا نمود.
واكنش هايي كه به خوبي ظرفيت و استعداد بخشی از جامعه روشنفكران و فعالان كرد برای تعاملی سازنده و نيز رويكردهاي پنهان برخی احزاب منزوي را براي از دست ندادن پارادايم دست ساز خويش مبتني بر "حصر فرهنگي كردستان" نشان مي داد. به باور اين قلم احزاب مطرود كردستان بهترين شيوه استمرار زيست نباتي خود را در فضاي جاري كردستان مرجع و متولي قلمداد نمودن خويش براي فهم و حل و تحليل مسائل جامعه كردي دانسته اند. بر گونه اي كه هيچ گروهي اجازه اظهار نظر در اين حوزه را ندارد مگر آنكه يا از ايشان باشد يا هوادار اينها و چنانچه در ميان اين دو گروه نبود لااقل سابقه فحاشي و لجن پراكني به نظام و انقلاب را در کارنامه داشته باشد.
این یادداشت در مقام تایید یا تنقیص محتوای ویژه نامه یا دست اندرکاران آن نیست، اما همین را خوشحال است که از کانونی جدا از خودبسندگی ما در داخل کردستان و فارغ از تحلیل های کنسرو شده رایج! مجالی تدارک دیده شده تا دیگرانی غیر از ما نیز برای مصائب کردستان دغدغه مند باشند و ظرفیتی فراهم آمده تا نگاه و نگاره هایی بیاید و به بحث گذاشته شود و در بوته نقد قرار گیرد به آن امید که "غائله کردستان" تلاش برای فهم بهتر و تفکر ناب تر باشد، هرچند ما را اندکی خوش نیاید.
چندسالي پيش از اين مديران سازمان گردشگري از توسعه مقوله اي به نام "گردشگري جنگ" سخن به ميان آوردند. پاس داشت خاطرات يا ابنيه دوران جنگ ملت ها از جمله ميراث فرهنگي و معنوي ايشان به شمار مي آيد.
همه ساله در روسيه مراسمي ملي در بزرگداشت حماسه روسها در جنگ دوم برپاست. سنپترزبورگ كانون حضور سران و شخصيت هاي بين المللي براي گرامي داشت شهيدان دفاع از روسيه مي باشد. مشابه چنين برنامه هايي در امريكا، كره شمالي و بسياري از كشورها به نحو چشمگيري جاري است.
توسعه سفرهاي موسوم به راهيان نور در سالهاي اخير از معدود برنامه هاي فرهنگي خودجوش مردمي است كه توانسته توجه، حمايت و حتي رقابت دستگاههاي دولتي را به خود جلب نمايد.
شلمچه در خوزستان در ايام نوروز پذيراي دست كم يك و نيم ميليون نفر است و نيز خرمشهر و شوش و اهواز.
رشادت هاي كردستان در جنگ و ميراث معنوي برآمده از تلاش و تعالي فرزندان شهيد كردستان و ابعاد منحصر به فرد نبرد در اين سرزمين از بكرترين و بي نظيرترين ذخاير تلاش ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي در طول قرن اخير است. افسوس كه كردستان كم مي آيند و مي گويند كردها سر مي برند! اينجا را ناامن مي دانند و دو گروه هم از اين ناامني نان مي خورند!
سيل مسافري كه به بانه مي رود خوشحالمان نكند كه عمدتا نه به دنبال ميراث معنوي كردستان هستند نه رهاورد شهدا و نه حتي زريوار و اورامان عزيز. گمانم بيشتر گوشي ارزان برايشان ارزنده است. بي جهت نيست كه فرموده اند كردستان سرزمين مجاهدت هاي خاموش است.
او زودتر از هر کس میخندید و از همه دیرتر عصبانی میشد. اصلا گویا ناسزا بلد نبود. وقتی با تو سخن میگفت، با تمام چهره و بدن به تو رو میکرد. کسی از او داد و هوار نشنید. به دشمن سلام میکرد و حتی به دیدارش میرفت.

هیچ جنگی را آغاز نکرد و در هیچ رزمی در روی رقیب آب دهان نینداخت، به او ناسزا نگفت و اسیری را خوار نداشت. همه را با خوشآیندترین نام صدا میزد. «انس» ده سال، خادم او بود و حتی یک بار از او امر و نهی نشنید. گرفتار که میدید، بیقرار میشد و زود برمیخاست. کم می خوابید و می خورد و فراوان می اندیشید و می گریست.
طبيعي است كه مردم كردستان به مانند ديگر ايرانيان عموما افرادي مذهبي هستند. مذهب در كردستان ركني از حيات فرهنگي و تمدني اين سرزمين به شمار مي آيد. حضور فراگير روحانيون (ماموستا) در هر كوي و برزن و اقامه نمازهاي جمعه در روستاهاي دورافتاده علاوه بر شهرها در كنار آيين ها و باورهاي قومي اين ديار كه عموما داراي شمايلي ديني يا الهام گرفته از مقولات ديني است و نيز صوفيگري و فرق دراويش از نمادها و نمونه هاي حيات مذهبي در كردستان است.

با وجود محروميت هاي اختصاصي كردستان در مقايسه با ديگر نقاط كشور، جامعه كردي از پيشگامان دست يازي به زندگي مدرن و بهره مندي از برخي مواهب يا دست كم اثرات آن بوده است. سياستگذاري فرهنگي نيز در طول چند دهه گذشته بدون توجه به بنيادهاي دين مداري و دين باوري در كردستان در ميانه آشوبي از جنگ و خشونت و تبليغ و تهمت و تنگ نظري، بيش از پيش دين و دين مداري را به حاشيه رانده و باورهاي شفاف مذهبي را به محاق كشانده است.
اكنون آنچه به عنوان حيات مذهبي و دين باوري در كردستان جاري است بيشتر نوعي "فرهنگ" است تا "ايمان مبتني بر باورهاي مستدل". منظورمان از فرهنگ در اينجا، "عاداتي" است پر از مراسم و مناسك آميخته با مذهب و مرام هاي شخصي و بدعت هاي حاكم بر زندگي مدرن كه لزومي را براي همسان سازي خود با موازين اعتقادي و شرعي نمي بيند.
كردستان سالياني است از لحاظ باورهاي سالم و مستدل ديني رنجور است و همين امكان انحطاط اخلاقي جامعه مان را در ميان مدت فراهم مي سازد.
