سفر عالي ترين مقام کشور و راهبر انقلاب اسلامي به کردستان در آستانه دهه چهارم اين انقلاب، نه تنها مهم ترين رويداد کردستان محسوب مي شود بلکه در شمار يکي از بزرگترين رخدادهاي ميهن در طول چندسال گذشته قرار گرفته است.
در زماني که کسي گمان چنين سفري را نمي داد و ضدانقلاب آسوده در گمان موهوم خويش مبني بر بي اعتنايي نظام به اقوام و اقليت ها غوطه ور بود و ابهام آفريني درباره نيات راهبران ارشد نظام نسبت به اهل سنت و خصوصا کردها را دست مايه تهمت و شايعه ساخته بود، حضور رهبري در اين منطقه به مانند موجي خروشان خشم بدخواهان کردستان را بر سرشان آوار نمود.
راهبردها و راهکارهايي که رهبر فرزانه انقلاب در طول سفر به کردستان بيان داشتند به مثابه مانيفستي، اصول تعامل و تعايش اجزاي ملت ايران را اعم از شيعه سني و کرد و ترک و فارس بر گونه اي کم نظير روشن ساخت. روشنايي که اگر باز از سر غفلت با بي اعتنايي از آن گذر کنيم بعيد نيست که تا يک دهه اي ديگر خود و مردمانمان را با بازي نژادپرستي و دموکراسي خواهي در تاريکناي جهل نگه داريم.
وقتي مي يابيم پايگاه هاي اطلاع رساني مستقل و منتقد در کردستان از کنار اين رويداد راهبردي چه سرد و سبک و سطحي مي گذرند و وبلاگنويسان منطقه مان کماکان در دنياي تخيلي خويش خوش اند، به جاي اندوه با غروري خاص از رشديافتگي اقشار مردمان کردستان بر خود مي بالم که فارغ از سوداي سرد ما، دايم براي کردستان، گرماي حرکت و حيات مي آفرينند.آري وقتي همه خوابيم اين مردمان متين کرد هستند که پيشاپيش ما راه را به سوي آفاق رشد و تعالي مي گشايند. ايشان بيدارند و بيداري را با راهبرشان در افق آرماني کردستان جاري مي سازند.
