۱. بايد فهميد همین سیزده میلیونی هم که مورد تایید است خود بهره کمی نیست و یکی از شاخصه های آن حضور طیف های متنوعی از نخبگان کشور در این رای است. شاخصه ای که رئیس جمهور منتخب از آن بی بهره مانده و اتفاقا یکی از نقاط ضعف دولت همین عدم همسویی نخبگان و فرهیختگان با او می باشد.

۲. من تلاش مهندس موسوی را بس ستودنی می دانم از آن روی که ظرفیت های نقد سیاسی در کشور به همت او توسعه یافت و نیز رستاخیزی دوباره در بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی برپا نمود که دولت حاکم نمی تواند از کنار آن بی تفاوت بگذرد هرچند که تظاهر به بی اعتنایی نماید.
۳. در عین حالی که نمی توانم تمامی دلایل مهندس موسوی را برای ابطال انتخابات موجه بدانم باید بگویم نکاتی کلیدی و حساس در نقد و اعتراضات ایشان نهفته بود که نیاز به بازخوانی دارد. هشدارهای او حاوی اشارت به مسائل حساسی می نمود. البته می توان نسبت به سلوک سیاسی ایشان در نحوه تعامل با احزاب ضعیف اصلاح طلب خرده گرفت که اتفاقا همین بهترین مستمسک اصولگریان برای تخطئه ایشان بود. احزابی که تنها در هنگامه انتخابات یاد مردم و میدان می کنند. به هر روی او آزاد بود تا حامیانش را برگزیند و این گونه برگزید اما می توانست به همان میزان که خطوط خود را با رقبایش پررنگ نمود، خصلت های متفاوتش با دیگر اصلاح طلبان را نیز برجسته نماید.
۴. به هر حال تكاپوي دولت و تذكر حاميان اش براي جبران اشتباهات از هم اكنون آغاز شده است و اين خود نشانه كارسازبودن انتقادات است كه مستبدانه در طول مبارزات انتخاباتي كتمان مي شد اما هم اينك دستور كار دولت شده است!
البته راي اين قلم مهندس موسوي نبوده است اما به جد و جهد خواهان پاس داشت زحمات تمام نيروهاي منتقد دولت در اين انتخابات هستم.

۵. حتي جناب كروبي كه رايي كمتر از همگان را به خود اختصاص داد. شايد بتوان حجت الاسلام كروبي را تنها حاضر در صحنه شمرد كه قواعد كار حزبي را به خوبي رعايت نمود و "اعتماد ملي" فعلا منظم ترين و پركارترين احزاب ايران است. هرچند تحقير احزاب در اين ديار ما فضيلت است!
او زعيم نيروهايي شد كه در هيچ كجاي اين نظام گوش شنوايي براي نگاه و نيت شان نيست. او اينها را به صحنه آورد و در دايره قوانين جاري ايران به تحرك وادار نمود.

۶. محسن رضايي شايد تنها نامزدي بود كه پكيج كاملي از برنامه هاي راهبردي با خود به ميان آورده بود و تفاوت بلندنگري هاي خود را با نگره های سطحی دولتيان به درستي نشان داد. جامعيت برنامه هاي دكتر رضايي ضمن تمركز بر چشم اندازها از حقوق اقوام و اقليت ها و زنان غافل نبود. او حتي از زنان خانه دار هم سخن گفت تا تفاوتش با شعارهاي روشنفكران جزئي نگر روشن شود. اما خوب، نگاه هايش اقبال چنداني نيافت.
۷. بي شك بخشي از ميزان بالاي مشاركت ايرانيان در اين دوره مرهون زحمات منتقداني است كه دل در گرو رهايي ميهن از جزم انديشي و جهالت داشتند و دولت پيام هاي اين خيزش ملي ايرانيان داخل و خارج را به خوبي دريافته است.
8. فعالان كرد در اين ميانه ارزش و اهميت خويش را به مثابه يكي از كانون هاي منطقه اي ديده بان دولت به رخ كشيدند و تكاپوي مدني خود را هم وزن با قواعد فاخر مردمسالاري نشان دادند. نكته اي كه مديران دولت در كردستان بايد از آن بياموزند. به هر روي رقيبان دولت و منتقدانش كنون در اقليت اند و به عنوان اقليت، رفتاری سياسي را پيش گرفتن خود ضوابطي دارد كه نبايد از آن غافل بود.
