از شايع ترين كلمات و مفاهيمي كه در منطقه كردستان ميان نيروهاي منسوب به نظام و انقلاب وجود دارد كلمه "ضد انقلاب" است.تعبيري كه از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي با شروع در گيريهاي نظامي ميان گروهكهاي مدعي كرد و نيروهاي انقلاب خصوصا سپاه پاسداران براي ناميدن معاندين مسلح چون كومله،دموكرات،خبات،رزگاري و امثال اينها بكار گرفته شد و در جاي خود ترسيم كننده ماهيت گروهكهاي معاند بود و هست.
بطور قطع اراده عظيم انقلاب اسلامي براي محو افكار و آثار بر جاي مانده از نظام پهلوي و استقرار و گسترش آرمانها و برنامه هاي انقلابي براي رشد همه جانبه جامعه ايراني هر انديشه و اراده مخالف را كه به گونه اي از آبشخوري غير از انديشه ناب امام و انقلاب سيراب مي شد ضد حركت انقلابي و اسلامي خود مي دانست.از اين رو ضد انقلاب با مفهومي روشن و مصاديقي گوناگون در برابر انديشه امام در همه جا ،خصوصا كردستان شكل مي گرفت.
اما هنوز اين مفهوم و مصاديقش بطور كامل در منطقه حضور و نمود دارند.اما اين بار در چند گروهك ور شكسته سياسي و نظامي خلاصه نمي شود.با تعبيري كه از چگونگي شكل گيري مفهوم ضد انقلاب در منطقه داشتيم به نظر مي رسد امروز بخش بزرگي از مصاديق ،مفهوم ضد انقلاب در داخل دستگاهها و نهادهاي منسوب به نظام جاي گرفته اند و اينان خود بر دو دسته اند.
۱.افرادي كه در گذشته بطور رسمي از نيروهاي ضد انقلاب بشمار رفته و امروز از گذشته خود باز گشته و مشغول خدمت در جمهوري اسلامي اند.با حفظ وفاداري و هواداري به همان وابستگي پيشين كه اين بار ديگر بروز داده نمي شود و مخفي است و در مواقع لزوم از خيانت نيز ابايي ندارد.اقوام و وابستگان به معدومين يا فراريان از همين گروه اند.
۲.شخصيتهايي كه هيچ شناخت و باوري نسبت به آرمان امام و شهيدان نداشته و با جهل خويش و نگاه از عينك تار و پوسيده دهها سال پيش به مشكلات منطقه مي افزايند و حال ممكن است از مسئولين يكي از نهادهاي انقلابي هم باشند.اينان با توجه به محروميت منطقه و وجود نگاههاي امنيتي در آن به تحكيم موقعيت خويش و جلب حداكثر منافع مادي با كمترين زحمت مي پردازند.
به اعتقاد ما حضور اين دسته از ضد انقلاب براي كردستان از گروه اول خطر ناكتر است.
در اين باب باز هم خواهيم نگاشت.
